سایت تخصصی پایان نامه های دانشگاهی - همه رشته ها

سایت تخصصی پایان نامه های دانشگاهی - با فرمت ورد - همه رشته ها - متن کامل رشته مدیریت حسابداری حقوق برق عمران مکانیک کامپیوتر ادبیات تاریخ روانشناسی علوم تربیتی فقه الهیات فلسفه ادیان دانشگاه آزاد صنایع جغرافیا رشته زبان علوم اجتماعی و جامعه شناسی

سایت تخصصی پایان نامه های دانشگاهی - همه رشته ها

سایت تخصصی پایان نامه های دانشگاهی - با فرمت ورد - همه رشته ها - متن کامل رشته مدیریت حسابداری حقوق برق عمران مکانیک کامپیوتر ادبیات تاریخ روانشناسی علوم تربیتی فقه الهیات فلسفه ادیان دانشگاه آزاد صنایع جغرافیا رشته زبان علوم اجتماعی و جامعه شناسی

دانلود متن کامل با فرمت ورد پایان نامه های کارشناسی ارشد خرید و فروش و معاوضه پایان نامه آرشیو پایان نامه مجموعه کامل پایان نامه دسترسی متن کامل پایان نامه های ایران داک (گنج)رشته حسابداری مدیریت دولتی بازرگانی مالی منابع انسانی زنجیره تامین حقوق جزا جرم شناسی بین الملل خصوصی عمومی برق قدرت الکترونیک مخابرات کنترل عمران خاک سازه زلزله مکانیک سیالات حرارت کامپیوتر ادبیات تاریخ روانشناسی علوم تربیتی فقه الهیات فلسفه ادیان دانشگاه آزاد صنایع جغرافیا رشته زبان علوم اجتماعی و جامعه شناسی علوم سیاسی فناوری اطلاعات معدن مواد نساجی هنر هوافضا مقاله isi فناوری اطلاعات علوم ارتباطات معماری و شهرسازی برنامه ریزی شهری مدیریت آموزشی شیمی فیزیک ریاضی زیست شناسی کشاورزی تربیت بدنی بازاریابی گرافیک پژوهش هنر تبدیل انرژی مشاوره ساخت و تولید صنایع غذایی رایگان پروژه تحقیق پژوهش مقاله پلیمر سمینار

آخرین مطالب

2 – 1 فرهنگ و نقش آن در سازمان :

بسیاری از صاحب نظران در این مورد اتفاق نظر دارند که مقصود از فرهنگ سازمانی سیستمی از استنباط مشترک است که اعضا نسبت به یک سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از همدیگر می شود . ( رابینز ، 1943 ، ص 372 )

همه ی مدارس دارای فرهنگ هستند که از تعامل اجزا و ادراک اعضا که این تعامل را به وجود می آورند شکل می گیرد. ( وایلز و باندی ، 2004 ، ص 70 )  فرهنگ سازمانی به عنوان راهکارهای انجام شده در سازمان اشکال انتظارات و هنجارهای کارکنان تعریف شده است ( کوکه و سوزمال ، 1993 ، وربک و هیسلز ، 1998 ) . محققان برای سنجش توسعه فرهنگ سازمانی با ابزارهایی از قبیل پرسش نامه فرهنگ سازمانی         ( oci )  کوک و لافرتی (1978 ) مشخصات فرهنگ سازمانی ( ocp )  اوریلی و همکارانش ( 1991 ) و بافت سازمان اجتماعی (osc )  گلیسون ( 2007 ) استفاده می کنند . از این اندازه گیری ها برای درک فرهنگ سازمانی با تمرکز خاص برای روشن کردن اثرات آن بر عملکرد سازمان استفاده می شود . ( شیم ، 2010 )

تحقیقاتی که به تازگی انجام شده توانسته است 7 ویژگی اصلی را برشمرد که در مجموع فرهنگ سازمانی ا تشکیل می دهد ، آن ها عبارت اند از :

  • خلاقیت وخطر پذیری : میزانی که افراد تشویق می شوند تا خلاق ، نوآور و خطر پذیر گردند .
  • توجه به جزئیات : میزانی که انتظار می رود کارکنان بتوانند مسایل را تجزیه و تحلیل کنند و به صورت دقیق به امور بپردازند .
  • توجه به نتیجه : میزانی که مدیریت به نتیجه ها یا ره آورد ها توجه می کند نه به روش ها و فرایند هایی که باید برای دست یابی به این نتیجه ها به کار رود .
  • توجه به افراد : میزانی که مدیریت به کارکنان اجازه می دهد در تصمیم گیری ها مشارکت کنند و میزانی که مدیریت درباره اثرات نتیجه های تصمیم گیری بر افراد توجه می کند .
  • تشکیل تیم : میزانی که مدیریت کارها را به گونه ای تنظیم می کند که به وسیله ی تیم ( و نه به وسیله ی افراد ) انجام می شود .
  • تحول : میزانی که افراد دارای روح پرخاش گری ، تحول یا حتی جسارت هستند ( و نه افراد ساده اندیش و احتمالا بی تفاوت )
  • ثبات یا پایداری : میزانی که سازمان در فعالیت های خود به حفظ وضع موجود ( و نه رشد ) تاکید و توجه دارد . ( رابینز ، 1943 ، ص 372 )

 

در یک سازمان فرهنگ نقش های متفاوتی ایفا می کند . نخست فرهنگ تعین کننده مرز سازمانی است ؛ یعنی سازمان ها را از هم تفکیک می نماید . دوم ، نوعی احساس هویت در وجود اعضای سازمان تزریق می کند . سوم ، فرهنگ باعث می شود که در افراد نوعی تعهد به چیزی به وجود اید که بسی بیشتر از منفع شخصی فرد است . چهارم ، فرهنگ موجب ثبات و پایداری سیستم اجتماعی می گردد ( رابینز ، 1943 ، ص 380 ) .

اگر چه فرهنگ سازمانی ممکن است تا اندازه ای از جمع اجزا آن متفاوت باشد ، ولی موضوعات ده گانه زیر ، ویژگی های کلیدی که فرهنگ ها را از هم متمایز می سازد نمایش می دهد :

  • نو آوری فردی : میزان مسئولیت ، آزادی و استقلالی که افراد درون یک فرهنگ دارا هستند .
  • تحمل مخاطره : حدودی که کارکنان پیشرفت و نوآوری را دوست داشته و مخاطره می پذیرند.
  • جهت دهی : میزانی که سازمان اهداف انتظارات عملکرد را به صورت واضح و روشن بیان می دارد .
  • یکپارچگی و وحدت : واحد های درونی سازمان چقدر تمایل دارند به شیوه یکسان و هماهنگ عمل کنند .
  • روابط مدیریت : مدیران تا چه اندازه با زیر دستان رابطه برقرار کرده و از آن ها حمایت می کنند .
  • کنترل : سازمان تا چه حدی برای سرپرستی و کنترل رفتار کارکنان به قوانین و مقررات و سرپرستی مستقیم متوسل می شود .
  • هویت : تا چه حدی ؛ اعضا خود را با کل سازمان یکی دانسته و از آن کسب هویت می کنند .
  • سیستم پاداش : تا چه حدی پرداخت ( نظیر حقوق ) براساس معیار عملکرد کارکنان صورت می گیرد .
  • تحمل تعارض : میزانی که کارکنان تشویق می شوند که عینا تعارضات و انتقادات را بپذیرند .
  • الگو های ارتباطات : تا چه حدی ارتباطات سازمانی به سلسله مراتب رسمی فرماندهی سطح بالای سازمان مرتبط می شود ( همان منبع ، ص 381 ) .

 

2 – 2 جو سازمانی :

هنگامی که از جو سازمانی صحبت می­شود، افراد عادی تصویری از جو زمین را که هم چون هاله­ای تمام وجوه زمین را احاطه کرده است به یاد می­آورند. گفت­و گوهای روزانه در سازمان­ها و نهادها، واژه­های جو متشنج، جو سموم و…. بارها به کار گرفته می­شود ولی کمتر به مفاهیم علمی آن توجه می­شود و روش­های شناخت آن نیز کمتر مورد تحقیق قرار می­گیرد. از نظر لغوی جو عبارت است از: اطراف و یا آنچه که بر چیز دیگر احاطه دارد.

 

مفهوم جو یا اقلیم سازمانی در مقیاس با مفهوم آب و هوا و اقلیم­ مناطق جغرافیایی کره­ی زمین پدید آمده است. در شرایط جغرافیایی، آب و هوا از کنش و واکنش متقابل دو عامل مهم طبیعت پدید می­آید:

  1. شرایط جوی نظیر بادها، فشار هوا و بخار و رطوبت.
  2. شرایط زمین شناختی نظیر عرض جغرافیایی، ارتفاع، توپولوژی و جریانات دریایی.

آب و هوای یک منطقه­ی خاص همیشه از شرایط جوی و زمینی فوق حاصل می­شود به همین ترتیب جو اجتماعی یک سازمان از درآمیزی دو بعد مهم کنش و واکنش­های متقابل میان شخصی از سازمان پدید می­آید.

تحقیق مربوط به جو سازمان­ها، در دهه­ی گذشته بسیاری از توجهات را به خود جلب کرده است. تحقیق جو با تحلیل سطحی افراد شروع شد و بر روی یک عبارت روان­شناسی مرتبط با جو تأکید داشتند. در این روش همکاران فردی برای نشان دادن جو کاری­شان تحقیقاتی را انجام دادند. سپس مفهوم جو سازمانی را نشان دادند که در میان اعضاء بخش سازمانی یا کار تقسیم شدند و از طریق میانگین گرفتن امتیازات فردی جو کاری روان­شناسی سنجیده شد. پژوهش­ها نشان می­دهند که سیاست­ها، برنامه­های سازمان وضعیت مالی یا ارزش سهام شرکت هیچ کدام سازمان را به محیطی مناسب برای کار کردن تبدیل نمی­کند، بلکه آنچه از سازمان یک محیط کار ایده­آل و مطلوب می­سازد احساس کارکنان نسبت به محیط کار است.

شرایط محیط کار برای ایجاد و رشد احساس کارکنان در سه عامل خلاصه می­شود.

  • مدیریت
  • شغل
  • همکاران

جو سازمانی از نحوه­ی عملکرد مدیریت خبر می­دهد و بر میزان احساس مسئولیت و انجام وظایف و تحقق اهداف سازمانی اثر می­گذارد. اندازه­گیری جو یکی از شیوه­های ترسیم نمودار فرهنگ روزمره­ی یک سازمان است. مقیاسی است مبتنی بر این که آیا سازمان به انتظاری که کارمندان از کار کردن در یک سازمان دارند پاسخ داده است یا نه. سنجش جو سازمانی می­تواند در مشخص کردن انگیزه­های ضعیف کارمندان برای کار کردن و علل آن از جمله ناخشنودی از میزان دستمزد، فرصت و موقعیت غیر کافی برای پیشرفت، بسته بودن کانال­های ارتباطی، ترفیع گرفتن بدون استحقاق لازم یا هدف­های سازمانی نامشخص، بسیار سودمند باشد.

تفاوت سازمان­ها منحصراً به وضعیت فیزیکی ساختمان، کمیت و کیفیت، منابع انسانی و مادی موجود در آن­ها محدود نمی­شود. هر سازمان دارای فرهنگ، آداب و رسوم، ارزش­ها، هنجارها و روش­های عمل مخصوص و نسبتاً پایداری است که شیوه­ی رفتار آن­ها را براساس ویژگی­ها می­توان پیش­بینی کرد. این فرهنگ یا خصوصیت که به ما اجازه­ می­دهد یک سازمان را از سازمان دیگر متفاوت بدانیم جو سازمانی نام گرفته است.

مطالعه­ی زمینه­های اجتماعی رفتار انسان، در دهه­های 1930 و 1940 با تحقیقات کرت لوین آغاز شده است. او معتقد بود که رفتار انسان تابع عامل شخصیت یا نیازهای فردی با نیازهای روانی و اجتماعی محیط فرد است. از این رو توجه به توصیف و تحلیل محیط به عنوان میدان­های نیروهایی که رفتار انسان را تحت تأثیر قرار می­دهند حائز اهمیت است، حاصل این اعتنا در محیط­های سازمانی مطالعات پیرامون جو سازمانی و مفاهیمی نظیر آن می­باشد.

کمبل و همکارانش (1980) درباره­ی جو سازمانی اظهار می­دادند که جو سازمانی شیوه­ی برخورد سازمان با اعضا را نشان می­دهد و بنابراین می­توان آن را شخصیت سازمان فرض کرد. مکنزی نیز (1983) پیرامون محیط سازمانی بیان می­دارد که جو سازمانی به طور کلی می­تواند به عنوان منبعی برای کار این کارکنان که در آن محیط کار می­کنند در نظر گرفته شود. جو سازمانی عبارت است از مجموعه­ای از حالات، خصوصیات یا ویژگی­های حاکم بر یک سازمان که آن را گرم، سرد، قابل اعتماد، غیر قابل اعتماد، ترس آور و اطمینان بخش، تسهیل کننده، یا بازنده می­سازد سبب تمایز دو سازمان مشابه از هم می­شود. (مامه رمضانی، پایان نامه، 1389، 49).

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۸ ، ۱۵:۵۰
مدیر سایت

مقدمه

دانش ضمنی از کارخانه های فعال استفاده می کند تا دانش مهم در فعالیتهای عملیاتی که منجر به بهبود بهره‎وری، ایجاد ارزش افزوده و عملکرد مالی بهتر میشود را به کار برد. استفاده از این دانش نقش مهمی می‎تواند در موفقیت بازاریابی داشته باشد.

درک عمیق تر که نتیجه ی داشتن دانش ضمنی است، منبع مهم شرکت است. به عنوان مثال، یک عامل کلیدی در یادگیری سازمانی است توسعه نوآوری و استقرار بلند مدت مزایای رقابتی اگرچه همه‎ی محیط‎های سازمانی نظر مساعدی نسبت به انتقال آن در مرزهای ساختاری و کاربردی ندارند مبادله دانش ضمنی مکررا، تعاملات بین افراد درگیر را نیاز دارد. مکانیزم های سازمانی که انتقال دانش ضمنی، تیم های متقابل کارکردی را تشویق می کنند، شامل تیم های متقابل عملیاتی هنجارهای مشترک و جلسات عملکرد متقابل به طور منظم برنامه ریزی شده است. محققان به نیاز توسعه بهتر جریان ارتباط بین فروش و مناطق عملیاتی مختلف تأکید دارند (Nonaka, Toyama, 2000).

 

2-1- بخش اول: موفقیت بازاریابی

 

2-1-1- بازاریابی

امروزه عده زیادی از مردم بازاریابی را به اشتباه با واژه فروش و تبلیغات و ویزیتوری مترادف می دانند. و البته این امر جای تعجب و شگفتی ندارد، زیرا اکثر مردم همه روزه شاهد موج سهمگین تبلیغات از رسانه‎ها مانند رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجله و سایر وسایل و ابزار تبلیغات می باشند. یا هر از چند گاه با ویزیتورهای بیمه مواجه می شوند که با شمردن و ذکر منافع بیمه سعی در متقاعد کردن آنها برای خرید خدمات بیمه مورد نظر دارند. گویا همواره کسی در صدد فروش کالا یا خدماتی به ماست و گویا چنانکه از مرگ هیچ گریزی نیست، از فروش و تبلیغات هم گریزی نیست. اما باید گفت تبلیغات و فروش فقط بخشی از فرآیند بزرگ و پیچیده بازاریابی است. تشخیص نیاز و خواسته مصرف کننده، طراحی مطلوب کالا یا خدمات، قیمت گذاری مناسب و بسیاری از فعالیتهای ریز و حساس دیگر همگی مراحلی هستند که اگر به نحو مطلوب صورت پذیرند نوبت به تبلیغات پیشبرد و فروش میرسد. اگر تمامی مراحل ذکر شده در فرآیند بازاریابی به نحو یکپارچه و اثر بخش انجام شوند می توان انتظار داشت کالا و خدمات به نحوی شایسته به فروش برسد.

 

فیلیپ کاتلر وگری آرمسترانگ بازاریابی را اینگونه تعریف می کنند:

“بازاریابی یک فرآیند اجتماعی و مدیریتی است که بوسیله آن افراد و گروه ها از طریق ایجاد و مبادله کالا و ارزش به امر تامین نیاز و خواسته خود اقدام می کنند” (کاتلر، 2005).

بازاریابی شامل سه اصل اساسی و مهم است که به شرح ذیل می باشد:

  • ایجاد ارزش برای مشتری
  • ایجاد مزیت رقابتی
  • تمرکز بر خواسته ها و نیازهای مشتریان

وظیفه بازاریابی ایجاد ارزشی بیش از رقبا برای مشتریان است. معادله ارزش برای مشتریان در زیر نشان داده شده است که جهت روشن تر شدن موضوع مفید می باشد. چنان که در معادله مشخص شده است ارزش برای مشتری با بهبود کیفیت کالا یا خدمت رابطه مستقیم دارد یعنی با افزایش بهبود کیفیت ارزش برای مشتری افزایش و با کاهش کیفیت سطح ارزش برای مشتری کاهش می یابد. برعکس ارزش با قیمت رابطه معکوس دارد و با کاهش قیمت سطح ارزش برای مشتری افزایش می یابد.

دومین اصل از اصول بازاریابی ایجاد مزیت رقابتی است. مزیت رقابتی عبارت است از “میزان جذابیت پیشنهادهای شرکت در مقایسه با رقبا از نظر مشتریان”. این مزیت می تواند در هر یک از عناصر آمیخته بازاریابی شرکت شامل : محصول، قیمت، تبلیغات و پیشبرد و توزیع وجود داشته باشد.

از جمله مهمترین راهبردهایی که می تواند مورد استفاده شرکتها به منظور نفوذ در بازارهای جدید اتخاذ شود، عرضه یک محصول با کیفیت برتر و قیمت ارزانتر است. مزیت قیمت کمتر توجه فوری مشتری را به خود جلب می کند و آنهایی که محصول را خریداری می کنند تحت تأثیر آن قرار خواهند گرفت.

سومین اصل بازاریابی به تمرکز بر نیازها و خواسته های مشتریان اشاره دارد. لذا شرکت باید بدنبال کسب اطلاعات بیشتر در مورد نیازها و خواسته های واقعی مشتریان باشد و بدین منظور باید منابع و فعالیتهای شرکت را در این راستا بسیج نماید و محصول مناسبی را جهت برآوردن آن نیازها و خواسته ها عرضه نماید (متقی، 1383).

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۲۶
مدیر سایت

5 فرضیه های پژوهش

1- بین ارزشها و رفتار شهروندی سازمانی رابطه وجود دارد.

2- بین محوریت کار و رفتار شهروندی سازمانی رابطه وجود دارد.

3- بین تعهد سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی رابطه وجود دارد.

4- ارزشها، محوریت کار و تعهد سازمانی می توانند در قالب یک الگوی ساختاری رفتار شهروندی سازمانی را پیش بینی کنند.

 

1-6 کاربردهای پژوهش

ما بر این باور هستیم که مطالعه­ی ما از لحاظ چندین بخش نظری و عملی برای این رشته حائز اهمیت می­باشد. وقتی اثرات ارزش ها را همراه با تعهد سازمانی و محوریت کار بررسی می کنیم یک فرصت برای توسعه­ی منابع انسانی کارکنان فراهم می آید که باعث افزایش رفتارهای اختیاری شده است، باعث می شود که سازمان کارکنان را به عمل بر اساس ارزش هایشان تشویق کنند همچنین این تحقیق نتایج مهمی را هم برای افراد و هم برای سازمان دارند از جمله: افزایش عملکرد شغلی فرد، افزایش بهره وری، باعث هزینه های کمتر و رضایت بیشتر مشتری در سطح سازمان می شود.

1-7 تعاریف مفهومی متغیرها

1-7-1 رفتار شهروندی سازمانی[1]

ارگان[2](2006) رفتار شهروندی سازمانی را بعنوان رفتارهای فردی و اختیاری می­داند که بصورت مستقیم و آشکار بوسیله­ی سیستم رسمی پاداش سازمان تعریف نشده­اند و در مجموع کارایی سازمان را افزایش می­دهند(توکلی و همکاران، 1388).

آداب اجتماعی[3]: آداب اجتماعی به عنوان رفتاری است که توجه به مشارکت در زندگی اجتماعی سازمانی را نشان می دهد (شریف فر، 1389).

نوع دوستی[4]: نوع دوستی عبارت است از کمک کردن فرد به همکارانش در انجام وظایفشان (شریف فر، 1389).

جوانمردی[5]: جوانمردی عبارت است از تمایل به شکیبایی در مقابل مزاحمت های اجتناب ناپذیر و اجحاف های کاری بدون اینکه گلایه و شکایتی صورت گیرد ( شریف فر، 1389).

وجدان کاری[6]: وجدان کاری به عنوان رفتاری است که فراتر از الزامات تعیین شده به وسیله­ی سازمان در محیط کار بروز می یابد (شریف فر، 1389).

نزاکت[7]: نزاکت اندیشیدن دراین باره است که چطور اقدامات فرد بر دیگران تاثیر می گذارد (شریف فر، 1389: ص57).

1-7-2 ارزش ها[8]

ارزش ها اهداف مطلوب و فرا موقعیتی هستند که اهمیت آنها تغییر می یابد و به عنوان اصول راهنما در زندگی افراد عمل می کنند. فرا موقعیتی بودن ارزش ها نشان دهنده­ی تاثیر نافذ و گسترده­ی ارزش ها در سایر موقعیت های زندگی است که بالطبع محیط کاری را نیز در بر می گیرد (شوارتز[9]، 1996؛ به نقل از، کاظمی وعریضی، 1390: ص3). ارزش یک اعتقاد پایدار و حالت خاصی از هدایت یا حالت نهایی از وجود تمایزات و ترجیحات شخصی یا اجتماعی برای روش مقابل یا گفت و گویی از هدایت روش نهایی است (روکیچ [10]،1973؛ به نقل از اکانو و کراباتی، 2013).

قدرت [11]: عبارت است از موقعیت اجتماعی و وجهه­ی کنترل یا تسلط بر دیگران یا سرمایه.

موفقیت[12]: عبارت است از موفقیت فردی در اثبات شایستگی با توجه به معیارهای اجتماعی.

لذت گرایی[13]: عبارت است از لذت و کامروایی حسی خویشتن.

برانگیختگی (انگیزش)[14]:عبارت است از هیجان و تازگی و چالش در زندگی.

خوداتکایی(خود رهبری)[15]: عبارت است از اندیشه مستقل و انتخاب عمل، خلاقیت، آزادی، مستقل، کنجکاو، انتخاب شخصی هدف های خود.

جهان گرایی[16]: عبارت است از فهم، سیاستگذاری، بردباری و حمایت از رفاه همه­ی افراد و طبیعت.

خیرخواهی[17]: عبارت است از حفظ و افزایش رفاه مردمی که فرد با آنها بطور مکرر تماس شخصی دارد.

سنت[18]: عبارت است از احترام، تعهد و پذیرش سنن و عقایدی که فرهنگ سنتی یا مذهب به فرد ارائه می دهد.

همرنگی (همنوائی) [19]: عبارت است از بازداری اعمال، تمایلات و تکانش هایی که احتمال می رود باعث رنجش یا آزار دیگران شود.

 

امنیت[20]: عبارت است از ایمن بودن، هماهنگی و ثبات جامعه، روابط و خود (شوارتز، 1996:ص 3).

1 Organizational citizenship behavior

2 Organ

3 Civic Virtues

4 Altruism

5 Sportsmanship

6 Conscientious

1 Courtesy

2 Values

3 Schwartz

4Rokeach

5 Power

6 Achievment

7 Hedonism

8 Stimulation

9 Self- direction

10 Universalism

11Benovelence

1 Tradition

2 Conformity

3 Security

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۲۳
مدیر سایت

2 توانمند سازی بعنوان یک سازه انگیزشی

 

در این نوع نگاه ،توانمند سازی ریشه در تمایلات انگیزشی افراد دارد . هر استراتزی که منجر به افزایش حق تعیین فعالیت ها ی کاری (خود تصمیم گیری ) و کفایت نفس دبیران گردد،توانمندی آنان را در پی خواهد داشت.  برعکس ،هر استراتژی که منجر به تضعیف در انگیزه فوق گردد باعث تقویت احساس بی قدرتی در آنان شده و عدم توانمندی را در پی خواهد داشت (محمدی ،1380 ).

 

 

 

22

توانمند سازی ،یعنی اینکه دبیران بتوانند به خوبی وظایفشان را درک کنند ،پیش از آنکه به آنان بگویید چه کارکنند. (ساوری و لاکس 2001 به نقل از محمدی 1380 ص 46 )

مک کللند (1993) مدعی بود افراد به طور طبیعی میل به قدرت و تحت کنترل در آوردن سایرین رادارند. انگیزه قدرت در افراد ، زمانی ارضاء می گردد که آنها  فکر کنند دارای قدرت بوده و می توانند به هنگام رویارویی باحوادث ، موقعیت  ها یا افراد مختلف از خود واکنش نشان دهند . از این جنبه ، فعل توانمند سازی به معنای ًتوان افزایی ً است. توان افزایی ، عبارت از ایجاد شرایط لازم برای ارتقاء انگیزش افراد در انجام وظایف شان از طریق پرورش کفایت نفس و یا کاهش احساس بی قدرتی

2- در آنان است ( کانگر و کانا نگو، 1988 )، توانمند سازی تزریق نیرو در کارکنان است و سازمان باید احساس نیروی شخصی کارمند را تقویت کند ( گیسلر 2005 ، به نقل از محمدی 1380 ).

از بعد انگیزشی ، فرآیند توانمند سازی در پی دستیابی به دو هدف عمده می باشد :

الف) کاهش احساس بی قدرتی در کارکنان       و ب) پرورش کفایت نفس آنها

نیاز به توانمند سازی کارکنان ، زمانی بیشتر آشکار می گردد که آنان احساس بی قدرتی می کنند ( کانگرو کانا نگو ، 1988 ، به نقل ااز محمدی 1380  ) .

4-2 مدل چهار مرحله ای توانمند سازی تری ویلسون 1

تری ویلسون (1996)در کتاب مشهور خود ، راهنمای توانمند سازی ، به تبیین الگوی چهار مرحله ای توانمند سازی می پردازد . در این الگو که بیشتر به نگرش افراد بپرداخته می شود،چهار مرحله ی متوالی برای توانمند سازی کارکنان در نظر گرفته شده است. در هر یک از این چهار مرحله ، افراد احساس نگرش خاصی دارند . در مرحل اول ، (Icould)کارکنان تاکید دارند که اشتباهاتی در نگرش رویکردشان در قبال شغلشان وجود دارد. کارکنان از شغلشان  ناراضی هستند ، زیرا شغلشان خسته کننده است و پاداش در آن وجود ندارد . شاید این امر به دلیل طراحی نامطلوب شغل باشد، ولی بخشی از آن به پایین بودن مطلوبیت و چالشی نبودن مسئولیت پذیری در شغل مربوط است . در این مرحله، کارکنان نگرش خود را در مورد شغلشان تغییر می دهند. این تغییر نگرش یا از طریق درونی صورت می گیرد یا بوسیله جلسه های آموزشی و بحث در مورد توانمند سازی پدید می آید و این موضوع هم برای کارکنان و هم برای سازمان محیط است( تری ویلسون ، 1996،به نقل از ابطحی و عابسی ، 1386). نارضایتی در مرحله اول( I  Could ) باعث می شود که انگیزه در تعهد بیشتر و مثبتی در کارکنان برای تغییر

 

 

 

1- Terry Wilson

23

ایجادشود. در مرحله دوم ، I Want))کارکنان برنامه هایی را برای خود ترتیب دهند تا خودشان را از طریق مهارتهای جدید و  مسئولیت پذیری بیشتر و رویکرد بهتر در مورد شغل توسعه دهند . دومین بخش این مرحله آن است که کارکنان شعور ، آگاهی و مهارتهای خود را برای غلبه بر وظایف سخت توسعه دهند و سومین بخش این است که آنان نگرشی فرا سوی شغل و فعالیت خویش داشته باشند و فرصتهای توسعه و رشد شغلی خود را در سازمان یا هر جای دیگر بیابند.با پشت سر گذاشتن این مرحله کارکنان خود را برای توانمند شدن آماده می کنند.  مرحله سوم (I Do). درکارکنان برنامه های توانمند سازی را با موفقیت و رضایت پشت سر می گذارند. در این مرحله ،کارکنان در حال رشد  می باشندو مطمئن هستند که کارشان چالشی و در گیر شدنشان در کار بیشتر شده است ، مدیریتی افزایش پیدا کرده و وابستگی مدیریت به کارکنان بیشتر شده است. همچنین مطمئن هستند که تصمیمات درستی می گیرند و احساس انگیزه و موفقیت های آنان افزایش یافته و کارشان لذت بخش و سر گرم کننده شده است و فعالیتی که آنان را خسته کند ، در کارشان وجود ندارد. مرحله چهارم) (I am : .در مرحله چهارم کارکنان احساس توانمند ی می کنند و مطمئن هستند محدودیت ها و موانعی که  در بخش های مختلف سازمان مقابل آنان بود ، برداشته شد. نقش شغل آنان بر جسته شده و وابستگی نظام کاری نیز به آنان افزایش یافته است. کارشان معنادار و از نظر درونی برایر آنان مطلوب است وبخش منسجمی از زندگی شان شده است. در این مرحله از طریق توانمند سازی کارکنان سازمان می توانند به موفقیت هایی دست یابند ، آنان  احساس می کنند که سازمان هر لحظه به سمت جلوتر پیشرفت می کند. .

مدل چهار مرحله ای توانمند سازی تری ویلسون (1996) ،

 

 

 

I  Could  1 :

 

دیدن آموزش بهتر- سعی در انجام دادن کار کمتر خسته کننده –

دادن ایده هایی برای افزایش اثر بخشی-

دادن پیشنهاد های مثبت و سازنده

افزایش مهارت ها با یافتن کاری بسیار پر تحرک سعی در استفاده از توان بالقوه

 

                                              I   Want     2: درگیر شدن در تصمیم گیری –   وظایف با مسئولیت بیشتر

 

آموزش دیدن برای افزایش مهارت ها

پیشرفت کردن در شغل با توان بالقوه

مشارکت بیشتر

توسعه خویش

فهماندن به دیگران که منپیشنهاد می دهم

I do  3:

 

پیگیری و تعقیب پیوسته اهداف

طلبیدن چالش در شغل

اهداف عالی

تلاش برای توسعه توان بالقوه

کار کردن با تیم های اثر بخش

سعی می کنید کار سر گرم کننده باشد

 

یاد گرفتن برای تصمیم گیری های بسیلر مهم

 

                           I am 4:

 

غنی شدن شکل

ایجاد آثار مشخص در کار

گذراندن آموزش ها و دوره های عالی

آزادی و انعطاف در کار

تاکید روی لذت بردن از کار

مشارکت در تصمیم گیری های مهم

یک عضو ارزشمند برای تیم بودن

قادر بودن به خود-مدیریت و خود اثر بخشی

یادگیری در هر زمان

24

5-2 مدل توانمند سازی بلانچارد و زیگامی 1

در این مدل ،مفهوم ایفای نقش مربیگری ،ارشاد و انتخاب سبک مناسب ، از جایگاه ویژهای برخوردار است. در رویکرد مرشدانه ، مدیر به افراد کمک می کند تا ارزش ها وسنت های سازمانی را درونی نمایند. در این نقش ، مدیران فضای کاری ایجاد می کنند که افراد بیش از آنکه به دلایل بیرونی بر انگیخته شوند ،  با دلایل درونی به انجام کار بپردازند . ،(مالاک و دیگران ،1996، به نقل از ابطحی و عابسی 1386 )

یکی از جنبه های مرشد بودن و رشد دادن زیر دستان آن است که مدیر نقش یک مدل را برای فردی که می خواهد او را به ثمر برساند  بازی نماید ، (بلاک ،1987،166 ).اگر مدیر نقش خود را در کمک به دیگران برای رشد و ارتقا درک نکند ،تلاش های توانمند سازی موفق نخواهد بود. برای اجرای توانمند سازی ، در ادراک از نقش مدیر تغییر صورت می پذیرد . مدیر باید کارکنان را نیروهای بالقوه ای ببیند که باید به ظهور و فعلیت برسند. این فرایندرا مربیگری یا مرشد بودن نامیده اند که عبارت است از :

-تعیین سطح مهارت کارکنان

-مطلع ساختن افراد از اهدافی که باید به دست آید و اهمیتی که این اهداف برای کل سازمان دارند.

– اجرای آموزش های مورد نیاز

– حمایت کردن مناسب سرپرست برمبنای سطح مهارت کارکنان

– سبک هدایتگری ، در موردی که فرد مهارت پایین دارد.

– سبک مربیگری برای وظایفی که فرد مهارت دارد ، ولی تجربه یا انگیزه ی کافی ندارد.

– سبک حمایتی ، برای وظایفی که فرد مهارت اجرا دارد ، ولی هنوز اعتماد به توانایی های خود را برای انجام دادن کار ندارد.

– سبک تفویضی ، برای وظایفی که فرد با انگیزه و دارا ی توان کامل است.

– اطمینان از رشد مداوم مهارت های فرد با واگذاری مسئولیت های جدیدی که سطح بالاتری از سر پرستی را می طلبند.

– ارشاد کارکنان تا مرحله ی جذب فرهنگ سازمانی و ارزش های توانمند سازی

– حذف موانع ساختاری در سازمان

– اطمینان از فراهم بودن منابع مورد نیاز یا اطمینان از مهارت فرد در کسب آنها

– حمایت از استمرار توانمند سازی

– مشارکت دادن افراد در اطلاعات مربوط به خود و اثر بخشی سازمان ( بلانچارد و زیگارمی ، 1985، به نقل از ابطحی و عابسی ،

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۱۹
مدیر سایت

مراحل دولت الکترونیک

علاوه بر شناسایی ابتکار عمل‌های دولت الکترونیک براساس بخش‌هایش چنین پروژه‌هایی قابل طبقه‌بندی براساس سطوح و مراحل توسعه و تکامل نیز هستند. گرچه ابتکار عمل‌ها و بخش‌های مختلف دولت الکترونیک هر یک سعی در انجام اهداف متفاوتی دارند، عده‌ای معتقدند یکی از مهم­ترین اهداف دولت الکترونیک درک کاملی از قابلیت‌های فن‌آوری موجود جهت تغییر دولت از دولتی نهاد محور، با کارهای محدود به دولتی شهروند محور با قابلیت ارائه خدمات دولتی به شهروندان می‌باشد. اما به دلایل فنی، اقتصادی و سیاسی، مدت زمان زیادی طول خواهد کشید تا این بخش‌ها به ظرفیت‌های کامل خود دست پیدا کنند. به این دلیل، عده‌ای از ناظران از یک طرح کلی برای طبقه‌بندی مراحل تکامل پروژه‌های دولت الکترونیک استفاده می‌کنند. این طرح براساس ویژگی‌های فن‌آوری اطلاعات است که از آن برای ارائه خدمات بصورت الکترونیکی استفاده می‌کنند. براساس این طرح، چهارمرحله حضور- تعامل- معامله- دگرگونی برای تکامل دولت الکترونیک مورد بحث قرار می‌گیرد(بام و همکاران[1] ، 2000).

  • حضور : مرحله اول می‌باشد. در این مرحله جایگاهی برای ارائه اطلاعات در آینده بوجود می‌آید. این مرحله کم‌هزینه‌ترین و ساده‌ترین مرحله ورود به دولت الکترونیک است اما کم­ترین گزینه‌ها را برای شهروندان ارائه می‌کند. نمونه بارز آن وب سایتی است که فهرستی از اطلاعات مربوط به یک ارگان مانند ساعات کار، آدرس پستی، و شماره تلفن‌های شرکت را ارائه کرده اما فاقد قابلیت‌های تعاملی است و این یعنی نمود و بروز منفعلانه اطلاعات. بعضی از ناظران چنین سایت‌هایی را نرم‌افزار بروشوری(Brochureware) می‌گویند که بیانگر این حقیقت است که آنها معادل الکترونیکی بروشور کاغذی هستند(جفری، 2003).
  • تعامل: مرحله دوم تعامل است. گرچه بخش‌های تعاملی و وب‏محور دولت ارائه کننده قابلیت‌های پیشرفته‌ای هستند. تلاش‌های صورت گرفته در این گروه‌ها هنوز محدود به توانایی آن‏ها به نظام‌مند و اتوماتیک کردن کارهای دولت می‌شود. تعاملات نسبتاً ساده و حول محور اطلاعات هستند. هدف این بخش کمک به ارباب رجوعان است تا از مراجعه به دفاتر دولتی خودداری و اجتناب کنند و شامل آموزش‌هایی برای کسب اطلاعات هستند، نحوه­ی گرفتن فرم‌ها، میل‌کردن آن‌ها به نهادها و ارگان‏ها و ارتباطات از طریق پست الکترونیکی از سایر موارد این قسمت است(بام و همکاران ، 2000).
  • مبادله: سومین مرحله از مراحل توسعه دولت الکترونیک می‌باشد. این بخش پیچیده‌تر از مرحله تأمین اطلاعات ساده است و خود متشکل از سه نوع فعالیت در ارتباط با دولت الکترونیک است. این فعالیت‌ها به کاربران این امکان را می‌دهند که در هر ساعت از شبانه‌روز کارهای خود را به‏صورت الکترونیکی انجام دهد مانند تجدید مدارک، پرداخت مالیات و قبوض و … این مرحله با این حال از جریان آزاد اطلاعاتی نیز بهره می‌برد(جفری، 2003).
  • تغییر: عالی‌ترین مرتبه از تکامل دولت الکترونیک مرحله تغییر و تحول است. ابتکار عمل در این سطح شامل بکار بردن تمام ظرفیت‌های فن‌آوری اطلاعات برای تغییر عمل کردهای دولت از حیث اجرا و سازماندهی می‌باشد. این قابلیت‌ها در برگیرنده قابلیت‌های مدیریتی روابط مشتری می‌باشند که لازمه مقابله با مشکلات و نیازهاست. مثال‌ها و نمونه‌هایی بسیار محدودی از این بخش در دسترس است. این بخش جریان آزاد اطلاعات را تسریع می‌بخشد و همچنین تسریع در تصمیمات گروهی بین دولت‌های فدرال، ایالتی محلی(بام و همکاران ، 2000).

 


 

 

2-2-4- راه‏کارهای دولت الکترونیکی

در هر یک از این وجوه ، دولت الکترونیکی باید کمک رسان و اهرمی برای ارتقای سطح خدمات باشد. به همین دلیل در کلیه فعالیت­هایی که در این راستا صورت می‏گیرد، باید راه‏کارهای زیر در نظر گرفته شود:

  1. ساده سازی نحوه ارائه خدمات به مشتریان و تسهیل دسترسی به آنها.
  2. بهبود کارآیی و اثربخشی دولت از طریق حذف لایه ها و سطوح مدیریتی.
  3. تسهیل دسترسی مشتریان به اطلاعات از این طریق که مشتری مداری جایگزین بوروکراسی اداری شود .
  4. بهبود وضعیت پاسخگویی به مشتریان و تضمین پاسخگویی در خصوص نیازهای آنان.
  5. ساده سازی فرآیندهای کسب و کار مؤسسات، کاهش هزینه­ها از طریق یکپارچه سازی و حذف سیستم­های زاید.
  6. ایجاد بینش نتیجه گرایی در دولت.
  7. افزایش میزان خلاقیت از طریق به کارگیری روند بخش خصوصی در امور دولتی در این بحث، مشتری می­تواند هر یک از مردم ، بخش خصوصی و یا حتی دیگر سازمان­های دولتی باشد(رضایی و داوری 1383).

[1]-Bam And et al.

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۱۵
مدیر سایت
  • مقدمه

یک سازمان برای حداکثر بهره‌برداری از فرصت‌ها و اجتناب از تهدیدها باید کار خود را از محیط بازاریابی آغاز کند. محیط بازاریابی از نیروها و بازیگرانی تشکیل می‌شود که توانایی سازمان را برای انجام مبادلات نافع با مشتریان هدف تحت تأثیر قرار می‌دهند. تمرکز بر نیازهای مشتریان، عامل اصلی فلسفه بازاریابی است. امروزه بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های خدماتی، مفاهیم جدید بازاریابی را پذیرفته‌اند و طبق آن عمل می‌کنند. آن‌ها متوجه شده‌اند که تمرکز بر نیازهای مشتریان به معنی توجه به کیفیت و ارائه خدمت به مشتریان است، بنابراین هر سازمانی تلاش می‌کند که مشتری‌گرا باشد. برتری یافتن در ارائه خدمات به مشتری، مستلزم داشتن تعهد کامل به مشتری است. یکی از عمده راه‌هایی که شرکت‌ها می‌توانند خدمات خود را از سایر شرکت‌های رقیب متمایز کنند این است که به صورت مستمر، خدماتی با کیفیت برتر نسبت به سایر رقبا ارائه کنند. بر طبق یافته‌های پژوهشی که در مرکز هنلی[1] در سال 1997 صورت گرفته است، هزینه به دست آوردن یک مشتری جدید می‌تواند 5 برابر بیشتر از هزینه نگهداری مشتری فعلی باشد و نیز بازگشت سرمایه در بازاریابی برای مشتریان موجود، می‌تواند 3 تا 7 برابر بیش‌تر از مشتریان آینده باشد (هاپسون و همکاران، 1381).

یکی از رسالت‌ها یا مأموریت‌های اصلی هر سازمان بازرگانی، تأمین نیاز خاصی از مشتریان یا بازار هدف آن سازمان از طریق عرضه کالا یا خدمت خاصی به آنان است.این تأمین رضایت، منجر به وفاداری مشتریان نسبت به کالا یا خدمت سازمان می‌شود و نهایتا تداوم فعالیت و حیات سازمان را تأمین می‌کند (روستا و همکاران، 1381).

تمایل به ارائه با کیفیت کالا و خدمات، نقش مهمی در صنایع خدماتی از جمله بیمه ایفاء می‌کند، زیرا کیفیت خدمات برای بقا و سودآوری چنین سازمان‌هایی حیاتی است و یک استراتژی سودآور برای سازمان است. امروزه، رضایت مشتری و کیفیت خدمات، مسائلی حیاتی در اغلب صنایع خدماتی به شمار می‌روند (استافورد و همکاران، 1998). در شرکت‌های بازرگانی و خدماتی فعال در بازارهای رقابتی، مشتری مداری[2] پایه و اساس حرکت و بقای سازمان‌ها است؛ به عبارت دیگر، تمامی راه‌های حفظ و بقای یک سازمان و بنگاه اقتصادی، به حفظ و ارتقای وفاداری به مشتریان و مطمئن ساختن آنان از امکان دستیابی‌شان به خدمات مورد نظرشان در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با بهترین کیفیت ختم می‌شود. این موضوع در بخش پرداخت خسارت[3] به بیمه‌گذاران در شرکت‌های بیمه اهمیت بسیار زیادی دارد.

بدیهی است شرکت‌های بیمه برای تداوم فعالیت خود باید به پرداخت خسارت اقدام کنند و شانه خالی کردن و طفره رفتن شرکت بیمه برای پرداخت و تسویه منصفانه خسارت‌ها باعث ایجاد روابط نامطلوب بین آن شرکت و مردم می‌شود. شرکت بیمه‌ای که مرتبا خسارت‌های واقعی و درست را کم پرداخت می‌کند خیلی زود، مشتریان خود را از دست می‌دهد (صالحی، 1377). محصول بیمه از آن نوع کالاهای فیزیکی نیست که ماهیت و کیفیت محصول در زمان معامله قابل لمس باشد، بلکه یک محصول تعهدی است؛ یعنی فروش تأمین اطمینان پرداخت خسارت در آینده در مقابل تعهد بیمه‌گذار در زمان حال به پرداخت حق بیمه (آسوده، 1387).

این فصل به مفاهیم بازاریابی و خدمات، همچنین مباحث بیمه بویژه مبحث خسارت، انتظارات مشتریان از صنعت بیمه، ابعاد کیفیت خدمات و … می‌پردازد. و در پایان پژوهش‌های انجام شده در این زمینه بررسی شده و چارچوب پژوهش ارائه می‌شود.

 

  • مفهوم بازاریابی

بازاریابی، نقش مهمی را در موقعیت‌های مختلف ایفا می‌کند. بازاریابی در مؤسسات غیر انتفاعی نظیر دانشگاه‌ها، مکان‌ها مانند کلیساها و موزه‌ها، افکار و عقاید اشخاص مانند انتخابات کاربرد دارد (بیردن و همکاران، 2001). بازاریابی، عامل اصلی موفقیت حرفه‌ای است. واژه بازاریابی به معنی فروختن نیست بلکه به معنای تأمین نیازهای مشتری است. شرکت‌های مدرن با رقابت فزاینده‌ای رو به رو هستند و موفقیت از آن شرکت‌هایی خواهد بود که بتوانند به بهترین نحو ممکن، خواسته‌های مشتری را درک و بالاترین منفعت را برای مشتریان هدف خود تأمین کنند.

هدف بازاریابی، درک مشتریان به نحوی است که کالا یا خدمت ارائه شده، دقیقا مناسب آن‌ها باشد و کالا یا خدمت بتواند، خود را به فروش برساند. این مسئله، بدان معنا نیست که فروش و تبلیغات فاقد اهمیت‌اند، بلکه این دو فقط بخشی از ترکیب بزرگ‌تر بازاریابی‌اند؛ ترکیبی که شامل مجموعه‌ای از ابزارهای بازاریابی است که برای تأثیر بر محیط بازار با هم تلفیق می‌شوند و به کار می‌روند. بازاریابی به عنوان فرآیندی مدیریتی_ اجتماعی تعریف می‌شود که به وسیله آن، افراد و گروه‌ها از طریق تولید و مبادله کالا با یکدیگر به امر تأمین نیازها و خواسته‌های خود اقدام می‌کنند (کاتلر و آرمسترانگ، 2000).

 

  • نیازها، خواسته‌ها و انتظارات بیمه‌گذاران

بشر برای ادامه حیات خود، نیاز به غذا، هوا، مسکن، امنیت و … دارد. تأمین بیمه یکی از نیازها و خوسته‌های بشر است که زائیده ریسک‌ها  و خطرات به شمار می‌رود. عبارت تأمین و بیمه چیزی است که قادر به ارضای یک نیاز انسانی است. نیاز، بیان کننده حالت محرومیت احساس شده در فرد است. این محرومیت در انسان، شوقی برای برطرف کردن آن به وجود می‌آورد (روستا و همکاران، 1381).

شرکت‌های بیمه، محصولی تولید می‌کنند که می‌توان آن را تأمین، یا اطمینان خاطر نسبت به مخاطرات نام نهاد. تعاون و هم‌یاری گروهی در کمک به جبران خسارت ناشی از وقایع ناخواسته، ابتدایی‌ترین پاسخی است که به این نیاز داده می‌شود. این نیاز، بیشتر جنبه حیاتی دارد و به موازات پیشرفت جوامع و افزایش خطرات زندگی رو به گسترش است.

رابطه‌ای بین یک نیاز و خواسته و درجات مختلف ارضای فرد وجود دارد؛ بدین معنی که هرچه محصول با تمایل مصرف کننده (بیمه‌شده) بیشتر مطابقت داشته باشد، تولیدکننده (شرکت‌های بیمه) موفق‌تر خواهد بود. مثلا اگر پرداخت خسارت که محصول تولیدی شرکت‌های بیمه است را با یک دایره نمایش دهیم و خواسته‌ها و نیازهای افراد را هم با دایره دیگر، توانایی محصول بیمه در تأمین خواسته‌ها از طریق بخشی که دایره محصول (تأمین و پرداخت خسارت)، دایره خواسته را می‌پوشاند نشان داده می‌شود:

 

 

 

 

 

شکل 2-1: تعامل محصول با شرکت (جوزف و همکاران، 2003)

 

بنابراین هرچه پرداخت خسارت با انتظار بیمه‌گذار بیش‌تر مطابقت داشته باشد، شرکت بیمه موفق‌تر خواهد بود. شرکت‌های بیمه باید این سخن اقتصاددان فرانسوی “ژان باتیست سه” را آویزه گوش خود کنند که می‌گوید: “عرضه، تقاضای خود را به وجود می‌آورد”، پس شرکت‌های بیمه، پیشاپیش قصور و تقصیرها را منوجه بخش تقاضا و نبود فرهنگ بیمه نکنند و خود را تبرئه ننمایند (Joseph M, 2003).

[1]. Henley center

[2]. Customer orientation

[3] . losses pay

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۱۱
مدیر سایت

) مقدمه

امروزه فناوری اطلاعات محور توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورهای مختلف قرار گرفته است . تجارت الکترونیکی و کسب وکار الکترونیکی در دهه های اخیر شیوه های سنتی تجارت و کسب و کار را متحول ساخته است. درمحیط الکترونیکی فاصله های جغرافیایی و محدودیت های زمانی و مکانی اهمیت خود را از دست داده و کسب و کار و مبادلات تجاری بر پایه ی اطلاعات الکترونیکی انجام می شود، جهت نایل شدن به این هدف، سازمان ها وجوامع نیازمند بررسی میزان آمادگی وضعیت موجود جهت ورود به عرصه تجارت الکترونیکی و کسب و کار الکترونیکی می باشند. در همین راستا ارزیابی آمادگی الکترونیکی در هر  سازمان برای استفاده مؤثر از این فناوری مقدمه ای برای برنامه ریزی استراتژیک به منظور نیل به اهداف آن سازمان است. این ارزیابی در سازمانها به عنوان یکی از تکنیک ها و روش های اجرایی جدید مدیریتی، کلیدی ترین مفهوم در توسعه دانش محور است. سازمان ها می توانند با استفاده از مدل های ارزیابی آمادگی الکترونیکی وضعیت موجود خود را در ابعاد مختلف با یک روش منسجم و جامع ارزیابی کنند و سپس با توجه به  نتایج ارزیابی برنامه ریزی کنند .

در این فصل ادبیات موضوعی و پیشینه تحقیق بیان می‌شود.

 

 

 

 

 

 

2-2 ) تجارت الکترونیک(EC)[1]

تعامل  بین فن آوری و فرایند کسب و کار، کلید فهم اثراتی است که تجارت الکترونیک بر معاملات اقتصادی  و در نهایت بر کل اقتصاد می تواند داشته باشد. آنچه تجارت الکترونیک را از تجارت به روش سنتی متمایز
می کند، اساساً روش یا مسیری است که از طریق آن، اطلاعات بین خریداران و فروشندگان مبادله و پردازش  می شود. در تجارت الکترونیک ، اطلاعات به جای اینکه از طریق تماس مستقیم اشخاص منتقل شود، از طریق  یک شبکه دیجیتالی یا سایر کانال های الکترونیکی مبادله می شود. تجارت الکترونیک ممکن است یک کانال فروش، بازاریابی یا توزیع اضافی در کنار کانال های  سنتی تجارت ایجاد نماید و یا کالاها، خدمات و  بازارهای جدیدی ایجاد کند.  (ابراهیمی و همکاران ، 1389)

2-3 ) تعاریف تجارت الکترونیک

تجارت الکترونیک هم به علت نوپا بودن و هم به علت کاربردها و زمینه های بسیار متنوع فعالیت، نزد مراجع گوناگون تعاریف مختلفی داردکه به تعدادی از آنها اشاره می شود:

  • تجارت الکترونیک به معنای مبادله محصول و خدمات در مقابل پول و با استفاده از تواناییهای اینترنت است.
  • تجارت الکترونیک اصطلاح معادلی برای خرید و فروش محصولات، خدمات و اطلاعات به وسیله زیر ساختارهای شبکه ای است. (بقائی راوری، مقدسی، 1385)
  • کمیسیون اروپایی در سال 1997 تجارت الکترونیکی را به این شکل تعریف نموده است : تجارت الکترونیکی بر پردازش و انتقال الکترونیکی داده ها، شامل متن، صدا و تصویر مبتنی می باشد . تجارت الکترونیکی فعالیتهای گوناگونی از قبیل مبادله الکترونیکی کالاها و خدمات، تحویل فوری مطالب دیجیتالی و انتقال الکترونیکی آنها را در بر می گیرد و از دیدگاه فناوری اطلاعات تجارت الکترونیکی عبارتست از آن دسته از کاربردهای فناوری اطلاعات که به صورت سیستمی برای پشتیبانی و پیشرفت دادن جریان کاری و مبادلات تجاری ایجاد شده است. (S Sushil  ,  2006 )
  • تجارت الکترونیکی عبارت است از خرید و فروش کالاها و خدمات از طریق شبکه های رایانه ای و اینترنت به نحوی که سفارش کالا و خدمات از طریق اینترنت یا شبکه های رایانه ای بوده و پرداخت وجوه و تحویل نهایی کالا و خدمات می تواند بصورت آن لاین ( ( On-Lin یا آف لاین (Off-Line) یا  صورت گیرد . البته امروزه تجارت الکترونیکی را فراتر از انجام مبادلا ت تجاری در قالب الکترونیکی دانسته و لذا آنرا بصورت کلی تر تعریف می کنند.
  • براین اساس، تجارت الکترونیکی عبارت است از خرید، فروش و مبادله کالاها و خدمات و اطلاعات از طریق ، شبکه های کامپیوتری از جمله اینترنت . طبق این تعریف   تجارت الکترونیک علاوه بر مبادله کالاها و خدمات به مبادله اطلاعات نیز اطلاق می شود، ضمن آنکه الزاما” نباید از طریق اینترنت صورت گیرد، بلکه می تواند از طریق شبکه های کامپیوتری محدودتر نیز انجام پذیرد.­(پاریاب، معمارنژاد، 1390)

 

تجارت الکترونیک انواع مختلفی دارد ولی بیشتر از چهار نوع  آن تحت عناوین B2B، B2C، C2C، C2B، ­یاد می شود که در جدول   1و  در ادامه به آنها اشاره خواهیم نمود .   (ابراهیمی و همکاران ، 1389)

تجارت الکترونیک زمینه بالقوه ای را برای کمک به ایجاد روابط ساده، روان ، مولد[2] ، شفاف[3] و  موثر بین بخشهای تجاری و مصرف کنندگان ، مصرف کنندگان با بخشهای تجاری، مصرف کنندگان با  یکدیگر و بخشهای تجاری با یکدیگر  فراهم می کند. این موضوع تحت عنوان مدلهای ، وجوه، فرصتها  و یا کاربردهای تجارت الکترونیک طبقه بندی و بررسی می گردد. جدول 1 مدلهای اصلی تجارت  الکترونیک را نشان می دهد. (بقائی راوری، مقدسی، 1385)

 

 

 

جدول (2-1) مدلهای تجارت الکترونیک (بقائی راوری، مقدسی، 1385)

 

 

 

 

 

 

مصرف کنندگان بنگاههای تجاری  
Business-to-Consumer (B2C) Business-to-Business (B2B) بنگاه های تجاری
Consumer-to-Consumer(C2C) Consumer-to-Business(C2B) مصرف کنندگان

2-3-1 ) خریدار و تامین کننده[4]


قسمت عمده ای از تجارت الکترونیک خرید هایی است که  در واقع با قصد مصرف انجام نمی گیرد بلکه تولید کنندگان کالاهای واسطه ای را از تولید کنندگان دیگر  خریداری می کنند. این شرکت ها برای خرید بهتر نیاز به اطلاعات دقیقی در مورد جزئیات کالا، فعالیت های  پیشبردی، قیمت های دقیق، خدمات پس از فروش و دیگر  ویژگی های یک محصول دارند تا با مقایسه آنها بهترین  تصمیم را برای خرید محصولات بگیرند. به دلیل حجم زیاد خرید و تاثیر مستقیم آن در بهای تمام شده کالا استفاده از تجارت الکترونیک اثر عمده ای بر قدرت رقابتی شرکت ها می گذارد. اهمیت این روش هنگامی مشخص می گردد که بدانیم نزدیک به 75% حجم پولی تجارت  الکترونیک در این بخش صورت می گیرد. به طور خلاصه  با استفاده از B2B می توان علاوه بر کاهش هزینه ها و بهبود کیفیت، سرعت تولید را افزایش داد. این نوع از  تجارت الکترونیک به طیف گسترده ای از مبادلات اشاره می کند که بین دو سازمان صورت می گیرد. B2B ، خرید و تدارکات ، مدیریت تامین کنندگان ، مدیریت موجودی ، مدیریت کانال های توزیع، فعالیت های فروش ، مدیریت  پرداخت و خدمات پشتیبانی را شامل می شود . از این  نوع تجارت الکترونیک می توان به چمدکس[5]، فست پارتس[6] و فری مارکتس[7] اشاره کرد.  (ابراهیمی و همکاران ، 1389)

 

[1] . Electronic Commerce (E-Commerce(

1.Productive

2.Transparent

1.B2B : (Business-to-Business E-Commerce(

  1. 2. www.chemdex.com

3.www.fastparts.com

4.www.freemarkets.com

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۰۷
مدیر سایت

تعاریف تجارت الکترونیکی

تاکنون تعریف واحدی از تجارت الکترونیکی ارائه نشده است و شاید به تعداد مولفان مقالات با موضوع تجارت الکترونیکی،تعریف از تجارت الکترونیکی وجود داشته باشد.چافی در سال 2002 تجارت الکترونیکی را خرید و فروش از طریق شبکه اینترنت تعریف می کند.OECDدر سال 2002نیز تجارت الکترونیکی را بدین صورت تعریف می کند؛تجارت الکترونیکی مبادله الکترونیکی است که خرید و فروش کالاها و خدمات بین شرکت ها ،افراد،دولت ها و سایر بخش های عمومی و  خصوصی را شامل می شود.هیراستو در سال 2000 تجارت الکترونیکی را فناوری پردازش و مجموعه فعالیت هایی می داند که در زمان مبادلات تجاری به صورت خودکار در شبکه ها و از طریق فناوری اطلاعات صورت می گیرد. توربان و همکاران در سال 2006 تجارت الکترونیکی را، راه و روش جدید کسب و کار ،بصورت الکترونیکی و با استفاده از شبکه ها و اینترنت تعریف می کند و می گوید در این روش فرآیند خرید و فروش یا تبادل محصولات ،خدمات و اطلاعات از طریق شبکه های کامپیوتری و مخابراتی از جمله اینترنت صورت می گیرد.

تعاریف متعددی از تجارت الکترونیکی ،با توجه به دیدگاه های مختلف ارائه شده است که در ذیل به بعضی از آنها اشاره می شود؛

  • از دیدگاه ارتباطات: تجارت الکترونیکی ،تحویل اطلاعات ،محصولات ،خدمات یا پرداخت ها از طریق خطوط تلفن،شبکه های کامپیوتری یا هر ابزار الکترونیکی دیگر می باشد.
  • از دیدگاه تجاری: ابزاری است که کسب و کارهای مختلف ،شرکاء و مشتریان آنها را قادر می سازد تا موضوعاتی چون کیفیت خدمات ، سرعت تحویل خدمات و … را ارتقاء و موضوعاتی همچون هزینه ها را کاهش دهند.
  • از دیدگاه فرآیند کسب و کار: تجارت الکترونیکی بکارگیری فنآوری برای خودکارسازی تبادلات کسب و کار و جریان کار است.
  • از دیدگاه خدماتی: تجارت الکترونیکی ،ابزاری است که از خواسته های دولت ها ،شرکت ها ،مصرف کنندگان و مدیریت در جهت کاهش هزینه های ارائه خدمات در راستای بهبود کیفیت محصولات و خدمات و افزایش سرعت تحویل خدمات پشتیبانی می کند.
  • از دیدگاه آموزشی: تجارت الکترونیکی شرایط لازم را برای آموزش الکترونیکی در مدارس ،دانشگاهها و دیگر سازمان ها از جمله سازمان های کسب و کاری فراهم می کند.
  • از دیدگاه مشارکتی : تجارت الکترونیکی چارچوبی است که شرایط لازم را برای شراکت افراد در داخل سازمان و حتی خارج از سازمان فراهم می کند.
  • از دیدگاه فناوری اطلاعات: به آن دسته از کاربردهای فناوری اطاعات که بصورت سیستمی برای پشتیبانی و پیشبرد جریان کاری و مبادلات تجاری ایجاد شده است،می گویند.
  • از دیدگاه جامعه : تجارت الکترونیکی مکانی را برای افراد یک جامعه فراهم می نماید تا بتوانند در آن مکان آموزش ببینند، مشارکت کنند و با یکدیگر تعامل داشته باشند.

2-1-2)اجزای تجارت الکترونیکی

اگر تجارت الکترونیکی را به عنوان یک پدیده در نظر بگیریم باید اجزای آن را شناسایی کرد.میلر (miller,1996) اجزای تجارت الکترونیکی را سه قسمت می داند.

1.سازمان: مسئولیت حمایت از فرآیندهای تجاری را برعهده دارد.کالا و خدمات تولید نموده و منابع مالی لازم را تدارک می بیند.

2.بانک : بانک ها از فرایند واریز و پرداخت حمایت و سیستم های پرداخت الکترونیکی را تسهیل می کنند.

3.بازاریابی: بازاریابی اطلاعات مربوط به بازار و مشتریان را جمع آوری می کند,قراردادهای خرید و فروش را منعقد می کند.

کاریز نیز تجارت الکترونیکی را حاصل تعامل سه جزء می داند.این سه جزءعبارتند از:

1.فرآیندها: شامل فرآیندهای بازاریابی،فروش،پرداخت،تأمین سفارشات و پشتیبانی

2.نهادها: شامل دولت ها،واسطه ها،مصرف کنندگان و تأمین کنندگان

3.شبکه ها: شامل شبکه های داخلی شرکت،اینترنت وشبکه های بازرگانی.

2-1-3)تفاوت تجارت الکترونیکی با کسب و کار الکترونیکی

در ادبیات تجارت نوین علاوه بر واژه تجارت الکترونیکی واژه دیگری نیز به کرات مورد استفاده قرار می گیرد.این واژه کسب و کار الکترونیکی است که نسبت به تجارت الکترونیکی مفهوم جدیدتری بوده و با آن تفاوت هایی دارد.برای شناخت این تفاوت ها باید تعاریف کسب و کار الکترونیکی را مورد توجه قرار داد.کاسیدی (Cassidy,2001) کسب وکار الکترونیکی را استفاده از فناوری اینترنت جهت بهبود همه فرآیندهای تجاری ، فعالیت های داخلی شرکت و فعالیت های مرتبط با ذینفعان شرکت تعریف می کند.راجرز و همکاران (Rodgers.et.al,2002) کسب و کار الکترونیکی را یکپارچگی بین افراد، فرآیندها و فناوری در جهت اداره شرکت معرفی می کند؛ با بررسی تعاریف متعدد از واژه های تجارت الکترونیکی و کسب و کار الکترونیکی ، می توان تفاوت های بین دو مفهوم تجارت الکترونیکی را در قالب جدول (2-1)نشان داد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاخص تفاوت تجارت الکترونیکی کسب و کار الکترونیکی
ارتباط شرکت با مشتریان و کارمندان با تمامی بازیگران صنعت
فرایند خرید و فروش تمامی فرایندهای تجاری
میزان دخالت انسانی زیاد کم
پیچیدگی فنی کم زیاد
سرعت فعالیت ها کم زیاد

جدول2-1.تفاوت های بین دو مفهوم تجارت الکترونیکی

 

2-1-4)تاریخچه تجارت الکترونیکی

کاربردهای تجارت الکترونیکی اولین بار در اوایل دهه هفتاد و به همراه ابداعاتی مانند [1]EFTشناخته شد.البته در ابتدا کاربردهای آن فقط محدود به شرکت های بزرگ،موسسات مالی و برخی تاجرین قدرتمند بود.سپس فناوری  [2]EDIارائه شد که برای انتقال الکترونیکی اسناد مورداستفاده قرار میگرفت.EDI نه تنها برای شرکت هایی مانند موسسات مالی،بلکه برای تولیدکنندگان ،فروشندگان ،خدمات و انواع دیگر معاملات نیز مفید واقع می شد.

در اوایل دهه نود با استفاده از شبکه جهانی وب و بکارگیری اینترنت،اصطلاح تجارت الکترونیکی نیز،شکل گرفت. تجارت الکترونیکی به سرعت شروع به رشد کرد.وب سایت های فراوانی ساخته شدند.یک دلیل این رشد سریع ،ایجاد شبکه ها ،پروتکل ها و نرم افزارجدید تجارت الکترونیکی بود و دلیل دیگر آن افزایش رقابت و سایر فشارهای رقابتی بود.کاربردهای جدیدتر تجارت الکترونیکی از سیستم های رزرو آژانس های مسافرتی گرفته تا بازارهای بورس ارائه شدند.این کاربردها تحت عنوان کاربردهای درون سازمانی [3]ISO نام داشتند.از سال 1995، کاربران اینترنت با پیشرفت های چشمگیری مواجه شدند، از فروش مستقیم محصولات به صورت آنلاین  گرفته تا آموزش به صورت الکترونیکی ،امروزه تقریباً تمام سازمان های متوسط و بزرگ دنیا دارای وب سایت هستند و تقریباً بیشتر شرکت های آمریکایی دارای پورتال هایی هستند که کارمندان،شرکای تجاری و حتی عموم افراد می توانند از طریق آن ها به اطلاعات شرکت دسترسی پیدا کنند.بیشتر این سایت ها حاوی ده ها هزار صفحه و لینک هستند.

[1]Electronic fund transfer

[2]Electronic data interchange

[3]Interorganizational systems

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۰۳
مدیر سایت

اثر خود کارآمدی  برعواطف:

موفقیت و پیروزی هر انسانی در زندگی، کسب و کار، دوست یابی و یا هر اقدام دیگر، حاصل تصور و نگرش مثبت شخصی او از خویشتن است. این نگرش مثبت است که فرد را به سوی موفقیت می‌کشاند و برعکس نگرش منفی از خود و دیگران باعث می شود که ذهن انسان به جای استفاده از فرصتها، صرف فکر کردن به مشکلات شود که در دراز مدت می تواند اثرات سوء دیگری در رفتار خلق و خوی ما با دیگران داشته باشد. تجربه های ناشی از موفقیت و یا شکست کارکنان در طول سال های خدمت، تصورات آنان را در رابطه با توانائی های شان نسبت به انجام وظایف شغلی تحت تأثیر قرار می دهد. اگر کارمند معتقد باشد که قبلاً وظیفه مشابهی را با موفقیت انجام داده است،‌ احتمالاً با وظایف و فعالیت های بعدی بیشتر با نگاه مثبت برخورد خواهد کرد و اگر با شکست مواجه شده باشد با تکالیف بعدی با نوعی نگاه منفی روبه‌رو خواهد شد. باندورا معتقد است که حل یک مسئله یا موفقیت در انجام یک وظیفه خاص، تجربه هیجانی را ایجاد می کند که موجب تمایل و گرایش به درگیر شدن برای رسیدن به حد تسلط در مسایل آینده در افراد می شود و احساس کارآمدی آنان را افزایش می دهد(موریس[1]، 1993).

باندورا(1982،1977) به انواع متعددی از کارآمدی اشاره می کند که از جمله کارآمدی تکلیف است که آن را عبارت می داند از اعتقاد فرد به اینکه می تواند با موفقیت رفتار خواسته شده را برای دستیابی به نتایج آن انجام دهد.موقعی که افراد احساس می کنند مهارتهای لازم را دارند و نتایج مستقیماً به کیفیت عملکرد وابسته است این عقاید کارآمدی بر روی اهداف و اعمال آنها اثر خواهد گذاشت . افرادی که انتظار دارند در یک تکلیف مهارتی موفق شدند احتمال مشارکت ومداومت آنها درآن تکالیف بیشتر از کسانی است که احساس کارآمدی ندارند. پس یک موقع فرد احساس می کند که مهارتهای لازم رابرای انجام یک عمل دارد که این کارآمدی تکلیف است . اما بعضی از موقعیتها در محیط به همین راحتی نیستند ،دراینجا عقاید کارآمدی بگونه ای است که فرد احساس کند آیا مهارتهایی که دارد به طور مؤثر می تواند آنها را بکار بندد که در اینجا عقاید فرد در مورد توانایی خود  برای کنترل آنچه که تهدید کننده است مهم می باشد ، بنابراین کارآمدی سازشی لازم است تا ادراک تهدید و تمایل به مشارکت را تغییر دهد لذا آنهایی که خودشان را دراداره تهدیدهای بالقوه کارآمد می دانند نه ترسی دارند و نه اجتناب می نمایند ، در مقابل آنهایی که خودشان را در مقابل تهدیدهای بالقوه کارآمد نمی دانند به نتایج ناقص می رسند و تمایلی به مشارکت در این موقعیت ها را ندارند ( باندورا ، 1989).

کارآمدی سازشی اشاره دارد به عقایدی که فرد در مورد توانایی خود برای کنترل روابط محیطی تهدید کننده دارد و این ایده به بسط کارآمدی کنترل شناختی انجامید که عبارت است از توانایی درک شده برای کنترل شناختهای نگران کننده غیرمنطقی ، که این شناختها ناشی از سئوال کردن درباره توانایی خود برای انجام رفتار مناسب و انجام دادن یک تکلیف و همچنین بازخوردی برای افزایش یک احساس عمومی ناکارآمدی و تشویق اجتناب از موقعیت می باشند.

بنابراین ادراک اینکه شناختهای فرد تهدیدکننده هستندوباید کنترل شوند در تمایل به مشارکت اهمیت زیاد دارد. باندورا نه تنها معتقد است که شناختها باید کنترل شوند در تمایل به مشارکت اهمیت زیادی دارد . باندورا نه تنها معتقد است که شناختها باید کنترل شوند بلکه پاسخهای عاطفی قوی که ممکن است در تعیین تمایل به مشارکت در موقعیتهای استرس زا مهم می باشند نیز باید کنترل شوند که باندورا این کارآمدی کنترل عاطفی می نامد واز جمله پاسخهای عاطفی که معتقد است باید کنترل شود ترس واضطراب است (باندورا ، 1989).

منابع خودکارآمدی ذاتاً آگاهی دهنده نیستند. آنها داده های خام هستند که از طریق پردازش شناختی کارآمدی و تفکر انعکاسی آموزنده می شوند. بنابراین، باید بین اطلاعات و دانش هایی که از وقایع و رویدادها کسب می شود و اطلاعات و معرفت هایی که روی خودکارآمدی اثر می گذارند تفاوت قائل شد.

تجارب موفق یا عملکرد موفقیت آمیز و یا به قول «وتن» و «کمرون» پرورش تجربه تسلط شخصی مؤثرترین منبع ایجاد و تقویت کارآمدی شخصی هستند. تجربه موفق شغلی به شدت و نیرومندی باورهای خودکارآمدی به عنوان نتیجه انجام وظایف اشاره دارد. در الگوی علّیت سه جانبه این منبع به تأثیر رفتار فرد بر باور خودکارآمدی مرتبط است. موفقیت های قبلی که بر تسلط شخصی مبتنی هستند، شواهد فوری و ملموس فراهم می کنند که آیا شخص می تواند در انجام یک وظیفه خاص موفق شود یا نه؟ بندورا اشاره می کند که موفقیت ها باور کارآمدی را تقویت می کنند و شکست ها بخصوص اگر قبل از احساس کارآمدی رخ دهند، باور خودکارآمدی را تضعیف می­کنند. عملکردهایی که به نتایج مورد انتظار ختم نشوند، می­توانند کارآمدی پایین­تری را ایجاد کنند. وقتی احساس خودکارآمدی ایجاد می­شود که فرد قادر باشد با پشتکار و تلاش مداوم بر موانع غلبه یابد. هنگامی که افراد باور کنند که الزامات کسب موفقیت را دارند در مواجهه با ناملایمات و سختی­ ها پشتکار بیشتری به خرج می­ دهند و با تحمل سختیها ، قوی ­تر و تواناتر می شوند. تجربه هایی که اطمینان توانمندی فردی را فراهم کنند، به وی اجازه می دهند که مشکلات و شکست ها را بدون از دست دادن شایستگی ها تحمل کند (دلیری به نقل از وایت، 1392).


در نظام بندورا منظور از خود کارآمدی احساس‌های شایستگی و کفایت در کنار‌آمدن با زندگی است و در واقع عبارت است از یک عقیده محکم که ما براساس منابع اطلاعاتی مختلف توانایی‌های‌مان را ارزیابی می‌کنیم. توجه به این نکته اهمیت دارد که خود کارآمدی تا اندازه‌ای مستقل از توانایی‌های واقعی فرد است که برای آن کار کوشش کنند؛ به عبارت دیگر زمانی که توانایی بالا اما خود کارآمدی پایین است احتمال کمی وجود دارد که آن کار به طور موفقیت‌آمیزی انجام شود. علاوه بر خود کارآمدی باید از انتظار پیامد تمییز داده شود. در حالی که خود کارآمدی به عقاید فرد دربارة شایستگی‌های خودش مربوط است؛ انتظار پیامد به اینکه فرد حدس می‌زند یک عمل معین منجر به نتیجه خاصی می‌شود اشاره می‌کند . بندورا خود کارآمدی را در تئوری شناختی اجتماعی خود به عنوان یک مفهوم مرکزی ارائه داد که به ادراک توانایی‌ها برای انجام دادن عملی که مطابق میل است، اشاره می‌کند (موریس، 2002).

 

 Mouris [1]

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۲۲:۰۰
مدیر سایت

– تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی

1-7-1- کارت امتیازی متوازن: کارت ارزیابی متوازن ابزاری است که اهداف و استراتژی‌های کلی بیان شده در سازمان را به نقشه استراتژیک و مجموعه کاملی از هدف ها و برنامه های عملیاتی ترجمه می کند و بدین ترتیب چارچوبی را برای سیستم نظارت و سنجش استراتژیک به وجود می‌آورد (آریا، 1381، 58-61).

در این پژوهش نیز مفهوم کارت امتیازی متوازن به عنوان ساختاری جهت ترجمه اهداف استراتژیک به مفاهیم قابل فهم و عملیاتی در قالب نقشه استراتژی در نظر گرفته می‌شود.

1-7-2- نقشه استراتژیکاپلان و نورتون بر اثر تحقیقات گسترده و تجربه کار با صدها تیم از سازمان‌های متعدد به الگوی خاصی دست یافتند که آنها را به شکل یک چارچوب (یک نقشه استراتژی) درآورند (لطفیانی، 1385، 50-55). این چارچوب که برای سازمان‌های رسانه‌ای توسط فرهنگی و دانایی (1392) نشان داده شده است، عناصر مختلف کارت امتیازی متوازن یک سازمان را در یک زنجیره علت و معلول وارد ساخته و دستاوردهای مطلوب را با عوامل این نتایج مربوط می سازند (فرهنگی و دانایی، 1392). در این پژوهش نیز منظور از نقشه استراتژی زنجیره علت و معلولی مابین استراتژی‌های سازمان است که در قالب یک تصویر به تفکیک ابعاد گوناگون کارت امتیازی متوازن قابل ترسیم است.

1-7-3- اقتصاد مقاومتی: اقتصاد مقاومتی یعنی تشخیص حوزه های فشار یا در شرایط کنونی تحریم و متعاقباً تلاش برای کنترل و بی اثر کردن و در شرایط آرمانی تبدیل چنین فشارهایی به فرصت، که قطعاً باور و مشارکت همگانی و اعمال مدیریت های عقلایی و مدیرانه پیش شرط و الزام چنین موضوعی است. اقتصاد مقاومتی کاهش وابستگی ها و تاکید روی مزیت های تولید داخل و تلاش برای خود اتکایی است. اصطلاح اقتصاد مقاومتی اولین بار پس از محاصره غزه در سال 2005 مطرح شده و پس از تشدید تحریم ها علیه برخی از کشورها در سالهای اخیر این شیوه ترویج شده و مورد توجه قرار گرفته است به گونه ای که حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی را تشریح نموده است. در اقتصاد مقاومتی هدف استفاده از توان داخلی و مقاومت در مقابل تحریمها و محدودیتهای ایجاد شده با ایجاد کمترین بحران است. حمایت از تولید، کار و سرمایه ملی رویکرد و فرایندی است که دارای ارکان و ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می باشد. از جمله رهیافت های اساسی در راستای حمایت از تولید ملی، اقتصاد مقاومتی می باشد که می تواند در تحول و توسعه فعالیتهای اقتصادی کارساز و اثرگذار باشد. اقتصاد مقاومتی را می توان به صورت یکی از ارکان حمایت از تولید ملی مورد بررسی قرار داد که با خنثی سازی تحریم ها به عامل تولید داخلی تکیه دارد و با عملی سازی اصول خود، موجب تحولی عمیق در رشد تولید ملی می شود.

 

1-7-4- جهاد دانشگاهی استان سمنان: جهاد دانشگاهی نهادی است انقلابی با هویت اسلامی ، برخوردار از منابع انسانی متعهد و کارآمد ، الهام بخش و موثر در کشور ، پیشگام در توسعه علم ، فناوری و فرهنگ با تعامل سازنده در عرصه ملی و بین المللی. منابع اعتبارات جهاددانشگاهی عبارتند از:

1-   اعتباراتی که همه ساله در ردیفی مجزا در بودجه دولت منظور و تصویب می‌شود

 

2-   کمک‌های  بلاعوض بنیاد مستضعفان و سازمان حج و اوقاف و امور خیریه پس از تصویب آنها

3-   وجوهی که جهاددانشگاهی بابت ارائه خدمات، اجرای طرح‌ها برای سازمانها و اشخاص حقوقی وحقیقی، فروش تولیدات مؤسسات وابسته و تجاری کردن تحقیقات تحصیل می‌کند.

4-   سایر کمکها و هدایای نقدی و غیر نقدی

5-   استفاده از تسهیلات بانکها

جهاد دانشگاهی استان سمنان در سال 1365 با اهداف گسترش تحقیقات و شکوفایی استعدادها در سطح جامعه برای نیل به خودکفایی، توسعه امور فرهنگی در سطح جامعه از طریق همکاری با حوزه و دانشگاه، حمایت، تشویق و جذب دانشجویان و پژوهشگران جوان و فراهم کردن زمینه فعالیتهای علمی و پژوهشی آنان، ارائه خدمات آموزشی مورد نیاز جامعه در قالب آموزشهای بلند مدت و کوتاه مدت، مشارکت در ایجاد زمینه های مناسب برای اشتغال بیشتر فارغ التحصیلان و… با اتکاء به محققین دانشگاهی و بهره مندی از اساتید متعهد و مجرب، در سه حوزه پژوهشی، آموزشی و فرهنگی فعالیتهای خود را متمرکز نموده است. این نهاد در حال حاضر با تعداد اعضای 50 نفر با میانگین تحصیلات لیسانس، در حد بضاعت خویش و در راستای چشم انداز کلی جهاد دانشگاهی مشغول به فعالیت می باشد.

 

1-8- روند اجرایی تحقیق:

روند اجرایی تحقیق را می‌توان به طور خلاصه به شرح گام‌های ذیل در نظر گرفت.

  • توصیف مسئله تحقیق در جامعه مورد مطالعه
  • بررسی مبانی نظری و مطالعات پیشین در باب مسئله تحقیق
  • توصیف روش تحقیق پیشنهادی جهت بررسی و حل مسئله در جامعه مورد مطالعه
  • تحلیل اطلاعات جامعه به منظور حل مسئله تحقیق

ارائه نتایج لازم جهت رفع مسئله تحقیق و مقایسه آن با سایر پژوهش‌ها در جهت توسعه دانش بشری.

برای دانلود متن کامل اینجا کلیک کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۲۱:۵۶
مدیر سایت